منتظرت می مانم ... ای منجی عالم . . .




پست ثابت  

 

باز حنجره ها تنگ است و ناله ها خشکیده در چشمهای سرد

باز نم نم اشکهای دلم در درون خونابه می شوند در جوششی خموش و بی صدا

باز همه ی وجودم زمزمه می شود و زبان باز می کند چه بی صدا

باز اندام ظریفم می کشد بدوش بار سنگین روزهای مردگی را در زمین چه استوار

باز سرخ می شود ز سیلیش این چهره ی درد کشیده و خسته از خزان ِ انتظار

باز سوسو ی چشمان بیمارم بدنبال ستاره ات می گردد تا جلوه ی جمالت

سرمه ای شود برای دردهایش

باز می تپد دلم در مردگیهایی که فریاد زندگی سر می دهند در لابلای ورقهای زمان

تا فقط مگر تو زنده کنی و جان بخشی

باز فریادها بر بام خانه ها سکوت شده اند تا فرو ریزند و یا فریاد شوند

بر بلندای دلهای منتظر

باز ستاره خسته است از زمان و ره پیمودنهای شبانه ای که سرد است بی تو چون

مردن و باز هم صدایت نمی اید ، خودت نمی ایی ، ستاره ات چشمک نمی زند

و اشکهای ستاره بر گونه هایش می خشکد و در خود گم می شود تا ان هنگام که

تو را بیابد

ای بهترین انتظار ، منتظرت می مانم ...

نوشته شده توسط : احمد | چهارشنبه دهم آبان 1391 | | لينک ثابت | موضوع: |

شروعی دوباره  

ایشالا به امید خدا و آقا دوباره شروع به کار می کنیم  :)

 

 

 

 

 

 

یا مهدی

نوشته شده توسط : احمد | دوشنبه دوم تیر 1393 | | لينک ثابت | موضوع: |

دلتنگی غروب همه جمعه های من  

دلتنگی غروب همه جمعه های من
کی می رسد به صحن حضورت صدای من؟!

دیگر دلم برای شما پر نمی زند
برگرد و بال تازه بیاور برای من

عمری اگر که می گذرد دل خوشم به این
نزدیک تر شده است به تو لحظه های من

غیر از ضرر برای تو چیزی نداشتم
حتی نیامدست به کارت دعای من

اشکت اگر به نامۀ اعمال من نبود
بخشش نبود شامل یا ربنای من

یک روز، محض خاطر این چند قطره اشک
وا می شود به خیمۀ سبز تو پای من

یک شب میان سینه زدن ها و گریه ها
مُهری بزن به نامۀ کرب و بلای من

نوشته شده توسط : احمد | شنبه بیست و سوم آذر 1392 | | لينک ثابت | موضوع: |